مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

تاریخ نویسی تخمی_تخیلی/ کامبیز نجفی

شیرزاد بیگ تعداد بازدید :77 مشاهده تعدادنظرات : 0


مجله چاغداش, شماره هفتم

شیرزاد بیگ


 

تاریخ نویسی تخمی_تخیلی

کامبیز نجفی


 


 


قولوخان می گوید:

یک: ما انواع تاریخ نویسی داریم. یکی از آن ها تاریخ نویسی تخمی_تخیلی است، که از رشته های میان رشته ای تخمولوژی است. سوء تعبیر نشود، این تخمی که عرض کردم, گلاب به رویتان, هیچ ربطی به عضو نرینه گی ندارد. منظور این است که تورّخ چنان باشد که ما تخم تخیل و تاریخ را بکشیم. بعضی ها تخیلشان خیلی تخمی است، که تاریخ را یک چیز تخمی تخیل می کنند. این تخمی هم که عرض کردم, رویم به دیوار, هیچ ربطی به عضو نرینه گی ندارد، منظور از همه این "تخم ها" همان "بذر و دان و دانه" است، که جمع آن ها می شود تخوم.

دیده اید بعضی کسان همین طور دیمی و فلّه ای، بذری، دانه ای، تخمی چیزی می کارند؟ به این ها می گویند تخمی، یعنی همین جور گُتره ای و فرتی تخم های الکی خودشان را توی زمین های لم یزرع می ریزند. چنانچه شاعر ویس و رامین گوید:

چه آن پندی که من بر تو بخوانم

چه آن تخمی که در شوره فشانم

تخمی تر از کار این ها، کار کسانی است که مثل کلاغ های اخته این تخم های غیر بارور را به منقار می گیرند و دهان به دهان می گردانند، و تخم لَق توی دهان خلایق می شکنند.(تخم لق، تخمی است که زرده و سفیده ی آن قاطی شده باشد و کنایه از چیز فاسد است).

تاریخ نویسی تخمی_تخیلی، یک تاویل دیگر هم دارد، چنانچه به بادمجان یا خیار هایی که دانه های توی آن ها بزرگ و تلخ و خرکی هستند می گویند بادمجان تخمی و خیار تخمی، تقریبن مثل همین تاریخ نویسی تخمی.

یک نوع کدو هم وجود دارد که هیچ خاصیت و مصرفی ندارد, مگر تخم های بزرگ که به آن تخمه می گویند. تخم این نوع کدو را زیر دندان می گذارند و می شکنند و توی آن را می خورند. این نوع معروف است به کدو تخمی، چیزی شبیه همین مورخ تخمی.

دهقان بهرِ زمین که نشاند نهال تاک

من هم به خاک، تخم کدویی فرو کنم.

مرغ تخمی را مورخ پرندگان دانسته اند, که تخم های تاریخی زیادی می گذارد، ولی تخمش زرده ندارد. تخم بی زرده کنایه از چیز نازا و بی ثمر و تقلبی است.

در نسبت با تاریخ نویسی تخمی, یک تخمی هم داریم که همان تخمه است که یعنی نژاد، و مربوط به حیوانات نژاد برتر است و برای تولید نسل از آن ها بهره می جویند، مثل سگ و اسب و خر تخمی. مورخین تخمی نژادگرا(مثل نازیست ها و پانیست ها و راسیست ها) که ژن خود را ژن برتر می دانند از طرفداران تئوری ترمیم نژاد و اصلاح تخم هستند.

دو_ البته در برابر این نوع تاریخ نویسی تخمی، ما یک تاریخ نگاری تخم کِشی داریم، که تخم این نوع تخمی نویسی را می کِشند. سوء تعبیر نشود، این تخمی که عرض کردم, بلا به نسبت هیچ ربطی به عضو نرینه گی ندارد, بلکه منظور این است که بذر این نوع تاریخ نویسی را می کِشند و وزن و عیار آن را هویدا می کنند. منظور از کشیدن تخم، همان وزن کردن است, که مثلن و اصطلاحن می گوییم " عطار آقا؛ لطفن دویست گرم چارتخمه برای من بکشید).

در همین گونه و با تعبیری دیگر، تاریخ نگاری تخم کُشی هم داریم. سوء تعبیر نشود، این تخمی که عرض کردم هیچ ربطی به عضو نرینه گی ندارد. مراد این است که تخم(بذر) تاریخ نویسی تخمی را می کُشند و آفت زدایی و ویروس کشی می کنند. مورخین تخم کِش و تخم کُش عیاران نقد و قلب هستند و تخمه کدوهای مورخین تخمی را لای گازانبر نقد و زیر میکروسکوپ تخم شناسی می گذارند.

سه_ و اما:

متن زیر یک نمونه از تاریخ نویسی تخمی_ تخیلی است که "آغایان مورخ قاشقایی" دست های بلند و تخم های تخیلیِ زیادی برای این نوع تخم ریزی ها در فضای مجازی دارند و هر از گاهی از خودشان چیزک هایی چنین به در می کنند:

(زیرنویس: همیشه به تفاوت قاشقایی و قشقایی دقت کنید).

"پروفسور ایلحان آیمان مورخ برجسته تاریخ باستان در دانشگاه منچستر در کتاب "تاریخی که خوانده نشد" به حضور قاشقاییها در تاریخ باستان و قبل از اسلام اشاره می کند. اسکندر مقدونی وقتی به ایران حمله می کند و شیراز را میگیرد و تخت جمشید را آتش می زند در نزدیکی های شهر "سوموریم" که همان شهر سمیرم امروزی است با یک طایفه چادرنشین برخورد می کنند که در یک تنگه زندگی می کرده اند. لشکر اسکندر با سربازان زیاد و تجهیزات فراوان نمی توانند بر این طایفه غلبه کنند. بعد از چند هفته جنگ وقتی که اسکندر نمی تواند انها را وادار به تسلیم کند و از شجاعت و زرنگی آنها متعجب شده بوده است تصمیم می گیرد خودش به تنهایی به دیدن آنها برود. فرمان آتش بس میدهد و خودش سوار بر اسب با پرچم سفید وارد تنگه می شود. آن طایفه به استقبال اسکندر می ایند و از او پذیرایی می کنند و اسکندر خیلی از شجاعت و مهماندوستی آنها راضی می شود. از انها می پرسد شما کی هستید و اسم طایفه شما چیست؟

آنها می گویند ما "قاش قایا" هستیم. قاش, زمین اطراف چادر که محل خوابیدن گوسفندان است و از نظر سوق الجیشی خیلی مهم است. قایا یعنی صخره، مستحکم، دارای استحکام زیاد و نفوذ ناپذیر. قاش قایا یعنی کسانی که قاش و خانه انها نفوذناپذیر و مستحکم است.

اسکندر که به شجاعت و زیبایی آنها علاقه زیادی پیدا کرده بوده تصمیم میگیرد دختری از قاش قایا ها بگیرد. او با دختری به نام " تارلان" ازدواج می کند و با خود به یونان می برد و برای او یک قصر می سازد. بنا به گفته پروفسور آیمان  هنوز خرابه های یک شهر به نام "کاشکایاس" در نزدیکی آتن وجود دارد."

چهار_ پی نوشت:

۱_پیشینیان چنین گفته اند که هرکس روایت تخمی تخیلی فوق را باور کند معلوم است که او هم یک آدم تخمی(بذرکار دیمی) است, اما اگر با شنیدن این روایت تخمی تخیلی، تخم سر او هم سوت کشید و یا کِل زد، پس خیالش راحت که او یک آدم تخمی نیست. سوء تعبیر نشود، این تخمی که عرض کرده اند هیچ ربطی به عضو نرینگی و پانتخم ندارد، منظورشان همان بذر و دان و دانه است.

۲_شما در گوگل پیدا کنید پرتقال فروش و پروفسور ایلحان آیمان و کتاب" تاریخی که خوانده نشد" را, تا ببینیم چنین تخمی اصلن در زمین وجود دارد؟

۳_ این متن یک هزل نیست, کنایت و تعریضی است به شبه نویسندگانی که سعی در تُرکیزاسیون تخمی_تخیلی همه کس و همه جا و همه چیز دارند و تلاش می کنند برای همه چیز تبار ترکی بتراشند. 

#قولوخان،ششم جمادی اولاولی ۱۴۴۰، برج فلکی جُدَی.


 


 


مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©