مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

رویابینی و قشقاییلوژی/ کامبیز نجفی

شیرزاد بیگ تعداد بازدید :65 مشاهده تعدادنظرات : 0

 

مجله چاغداش, شماره هفتم

شیرزاد بیگ

 

 

 رویابینی و قشقاییلوژی

کامبیز نجفی

 

 

 

 در خواب بُدم مرا خردمندی گفت:

"از خواب، کسی را گُل شادی نشکفت"(خیام)

 

و اما کار مجادله قشقایی ها بر سر بهمن بیگی چنان بالا گرفت، که غائله شد. صعب روزی شده است و بوالعجب کاری و پریشان عالمی است. قلب و میمنه و میسره ی ایل قشقایی آشفته ی همدیگر و متخاصم یکدیگر. نه راهبری که ره نماید، نه رهروی که ره بجوید. نه نقادی جراح که نقد نویسد، نه منتقدی مُشرف که نقدِ نقد کند. پرسش ها بی شمار و پاسخ ها کم جان. ادعاها طبق طبق و مصادیق، فقیر. شاخ ها برفراشته و سلول های خاکستری، معطل. شانه ها قطور و دست ها تهی. و در فرجام و لاجرم، جویندگان حقیقت، تشنه و  سرگردان.

 بهمن بیگی بهانه ای شد برای تظاهر دانش و نمایش بی دانشی. کار از خود بهمن بیگی گذشت و کشید به رجزخوانی های شخصی و قشون کشی ها و جنگ حیدری و نعمتی.

پیغام زعمای مصلحت اندیش قوم برای حفظ وحدت و همدلی بیکار و ناچار است. چراغک اهل تحقیق و حقیقت هم چندان روشنی بر نمی فروزد.

پس به ناچار خود آن بزرگوار ورود کردند، به طریق رویا:

(Zolfaghar Abbasi.museloo:

سلام ودرود به تمامی فرهیختگان تعلیمات عشایرایران دوستان دیشب جای همتون خالی زنده یاد محمدبهمن بیگی را درخواب دیدم وحسابی باهم حرف زدیم همان بهمن بیگی بود که درحیاط مدرسه با مرحومان شهبازی ونظامی قدم میزد وپیپش نیز درگوشه لبش مشاهده میشد ازقضا لحظاتی منو به حضورپذیرفت فرمود دست پروردگان من درآن دنیا که شما هستید درمورد من دست به نوشتن کتاب ومقاله وشعر مشغولید کاربدی نیست اما یقه همدیگرنگیریدبانوشته هایتان دارید

 ازهمدیگر گوی سبقت رامی دوزند سرگذشت من ازکودکی تا پایان عمرم درآن دنیا درکتابهایم هست وبدون اغراق و غلو نوشته ام لطفا دیگه شما خودتان اذیت نکنید من در زمان خودم ازبدترینها وبدتر ها وبدها استفاده نمودم وازبالاترین مقامات کشوری تاپایین ترین انسانهای شریف ارتباط برقرار نمودم زندگی من میتوانست شرایط متفاوتی داشته باشد اما من بعد از غورشدن درعمرآینده ام راهی بنام خدمت به بدبخت ترین و فلک زده ترین جامعه عشایری شروع نمودم دست به دامن مردونامرد شدم اکنون شما ثمرهء آنید لطف کنید ازمن تعریف وتمجید نکنید حالا  هرایده ای که دارید نام من درتاریخ ثبت شده مثل بقیه  خدمتگزاران شما مثل من نخواهید شد نه  خودتان اذیت کنید نه منو فقط چون خودم گفته ام همدیگرپیدا کنید روی حرفم هستم سالی چندین بار دورهم جمع شوید وبه شادی وسرور بپردازید دربین که خودرا آماده میکردم منهم سوالاتی بکنم وسپاسگزاری نمایم بیدارشدم خدایش رحمت کند و روحش شاد گرداند.)

*منبع: کانال تلگرامی "نشریه قره غاج"

 

****

و اما جناب من که قولوخان باشم و دیسکانکت بودم و هروله زنان در کرانه های آسمان در حسرت و جستجوی یک "وی پی ان" مطمئن برای چت با مفاخر ماضی قشقایی  بال بال می زدم، و  اکنون این مجال بر روی زمین ممکن آمده است، عرض پرسش و خواهش دارم از کاتب محترم مکتوب فوق:

ای مرد رویابین!

تمنایی کوچک دارم از شما، که استدعای خُرد من پیش روح شفاف و قلب زلالتان، به چیزی نیست.

نخست این که،

این بار که آن مرد کلان بر خواب شما هبوط کردند از جانب اینجانب پیغام ارادت و مرافقت به جنابشان رسانیده، سپس بگویید قولوخان یک مسئله و پُرسمان دارد که:

"ای استاد خردورز، جناب دانایتان در عوالم متافیزیک و جهان های ماوراء الطبیعه آیا به خواب و رویا مومن هستند؟

و مثلن آیا همچون کارل گوستاویونگ فرزانه آن را در پیوند با جهان های ناخودآگاه، آرکی تایپ ها و کهن الگوها تفسیر می کنید؟ و یا چون حکیم زیگموند فروید خواب را ناشی از اختناق در لیبیدو و منکوب شدگی اروس می دانید؟ و یا به اعتبار "ابن سیرین" مُعَبِّر ، خواب را در پرتو سمبل ها و نشانه شناسی تعبیر می سازید؟

و یا به انگاره ی قولوخان، رویا را محصول طعام شبانه تلقی می کنید؟"

و ای مرد رویا بین!

دو دیگر این که،

کنون که بی فیلترشکن با جهان باقی کانکت هستید، و چنانچه در دسترستان هستند خدمت ارواح مرحوم و مغفور اوغوزخان، یسوکای بهادر، گیلگمیش، دده قورقود، جانی خان، غول اوروج، حاج نصرالله خان ایلخانی، میرزا ماذون قشقایی، حکیم جهانگیرخان قشقایی، آرزیمان کیخا، شیرزاد بیگ دزکردی، سرپرسی سایکس(نیاز به مترجم نیست، فارسی می دانند)یوسفعلی بیگ شاعر، ایاز کاپیتان کش، قوام الملک شیرازی، صولت الدوله و پوران، گودوین آمریکایی(نیاز به مترجم)، دشتی و مسیح، خانم قراگؤزلو، تیمسار مین باشیان، مهندس ملک عابدی و الله قلی جهانگیری و...، بفرمایید:

 اهل تفحص و تحقیق و حقیقت و حقانیت قشقایی، پس از عرض چاکری و بیان اشتیاقِ حضور، یک عرضِ نیاز دارند:

"ما جویندگان ناکام حقیقت، در سودای دانستن مبهمات و مجهولات بی شمار ، بی قراریم و آسیمه سر، پس کرم نموده چنانچه مقدور و ممکن است از طریق تکنولوژی تله پاتی، رویا، جن گیری، احضار روح، و یا چنانچه صنعت خواب اینترنتی به جهان باقی و دار مکافات نیز رسیده است و فیلتر نمی شوید، اگر قابل می دانید بر پیکر ما نیز وارد و ظاهر شوید، و یا شورایی را مثلن به عنوان " نوّاب سبعه ی رویاچی های قشقایی" برگزیده، و پرسش های ما را از طریق نایبان رویایی پاسخ بنمایید، تا لوث این مناقشات و مشاجرات وحدت شکن برای همیشه از دامن قشقایی کُلّهُم اجمعین زدوده شود. آمنّا و آمین!

و تتمه کلام این که، قولوخان بسیار اشتیاق دیدار حضراتتان را در دل می پرورید، اما تعبیر این آرزو را راهی نبود مگر هنگام مرگ و زیارت جنابتان، ولی حال که اسباب ایاب ذهاب شمایان معزّز و مکرّم به اتاق خواب قشقایی ها فراپیش آمده است، پس رخصت بفرمایید تا قولوخان عجالتا در مرگ تعجیل نکند.

 

امضاء:  قولوخان قشقایی، دهم خردادماه نود و هفت خورشیدی، برابر با پانزدهم رمضان المبارک ۱۴۳۹قمری، منزل "کولّو یورد"

اللهم انی اعوذ بک من شرّ شیطان الوسواس الخناس!

 

*پی نویس:

ضمن سلام به آقای ذوالفقار عباسی موصلو, و پوزش از جنابشان بابت این شوخی دوستانه, و فارغ از مزاح، بدیهی است که نقد و نظر و پرسش و پژوهش در مورد مشاهیر و مفاخر محفوظ و حتا واجب، و دفاع دانشورانه و کارشناسانه واجب تر، اما آن ها را به حدود نازل تقلیل ندهیم و منزلت خرد و پژوهش را نکاهیم. چراغ پژوهش را نه در سایه جهل، که در پرتو دانش روشن کنیم. تصور کنیم یک روزگار بوالعجب را که هر قشقایی بخواهد پیام رسان مشایخ و معاریف ماضی قشقایی از جهان مردگان  باشد، و یا برای پرسش ها و پژوهش های علمی به تعبیرچی و فالچی و رمال و کف بین مراجعه کنیم.

 

 

@chaghdash_q

 

مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©