مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

اگر پایش بیفتد خودم به جنگ تجزیه طلبان می روم/ پریچهر گرگین پور

پرونده ویژه چاغداش تعداد بازدید :160 مشاهده تعدادنظرات : 0

 

مجله چاغداش, شماره هفتم

پرونده ویژه چاغداش: فرود, فرهاد

 

اگر پایش بیفتد خودم به جنگ تجزیه طلبان می روم

پریچهر گرگین پور

 

 

صبحگاه امروز, نسیم موافق وزید و با پریچهر جان گرگین پور, با تلفن, یک ساعتی حرف ها زدیم. از نیک اقبالی های من یکی هم این که از همان جوانی تا حالا مصاحب و همنشین این زن فرهیخته و متفاوت قشقایی بوده ام. شعر "گوزلرینگ" کم ترین تحفه ی یک شاعر بود که تقدیم او کرده ام. زنی که در تالیف و تعالی موسیقی به وسیله خانواده ی حیبب خان نقشی چشمگیر و دیده نشده دارد. قلب روشن او, تاریکی را از چشمش زوده است و جهان را با قلب گشاده ی خود می بیند. پریچهرجان دانش آموخته ادبیات است و با فضل و دانش و سلوکی که دارد بدون شک از زنان فرهیخته معاصر ایران است و به ویژه اگر بخواهیم مقال و کتابی در باب زنان برجسته ایل بنویسیم او بی گمان یکی از اولین هاست. پر بیراه نیست اگر بگویم که سایه ی نام مردان هنرمند خانواده گرگین پور, و از آن سو میل به انزوای ادیبانه و عزلت فاضلانه ی وی, سبب شده است که او کم تر دیده شود, اما اهل نظر به نیکی او را می شناسند. او دوست و همنشین کسانی چون غلامحسین ساعدی, شفیعی کدکنی, انوشیروان روحانی, حسین علیزاده, محمدرضا لطفی, سیمین بهبهانی, جواد مجابی, دکتر اکبر ساعدی(برادر غلامحسین), علی اشرف درویشیان, منوچهر آتشی و ... , بوده است و باید سراغ پریچهر را از این ها گرفت. 

به هر حال, از سلام و دعا و احوال "مصی بی بی" و سراغ "یاشلار و چایلار" و چه خبر و چه می کنی و این روزها چه می خوانی و چه و چه و چه ها که گذشتیم, باز هم حرف ادبیات شد و صحبت فردوسی شد و حرف کشید به سیستان و این که اخیرن پاکستانی ها هم توهم زده و متحد با عربستانی ها و هم نوا با تجزیه طلبان قمپز در کرده اند و مدعی سیستان و بلوچستان شده اند, که پریچهر برآشفت که:

"ایران تکه تکه شدنی نیست. اگر پایش بیفتد خودم به جنگ تجزیه طلبان می روم. اصلن خودم جلودار قشون می شوم. ایران برای من خیلی مهم است, خیلی عزیز است. ما به ایران مدیون هستیم. هر سمت آن را می نگریم فرهنگ و هنر و ادبیات است. ادبیات این مملکت را نگاه کن. یک گنجینه است. به خراسان بزرگ مدیون هستیم. تصور کن اگر فردوسی نبود ما چی داشتیم و چی بودیم؟ زبان و ادبیات ما چی بود؟ رودکی, خیام, ابوسعید ابوالخیر, ابوالحسن خرقانی. من عاشق خراسان هستم. شفیعی کدکنی بی نظیر است. خراسانی ها خورشید را به ما تابانده اند. و آن سو در شمال غرب, نظامی گنجوی را داریم شاعری که خیلی دوستش دارم, خاقانی شروانی, شاعران بزرگ زبان فارسی, و از معاصرها شهریار, غلامسین ساعدی.

کامبیز! اتفاقن امروز خیلی به یاد غلامسین افتادم و دلم برایش تنگ می شود. او واقعن یک انسان بزرگ بود, و همین طور سعید. در مرکز ایران و در اصفهان صائب را داریم. در نیشابور عطار و خیام و کمال الملک. ابوسعید هم در نزدیکی شاهرود است. در جنوب و در شیراز حافظ و سعدی را, در بیضا فارس منصور حلاج را داریم. ایران سرزمین اجدادی ماست و من یک ایرانی هستم. همیشه برای ایران دعا می کنم. دعا می کنم که ایران همیشه محفوظ بماند و برای مردم ایران دانایی و آگاهی را آرزو می کنم. شما هم به بچه ها بگویید همیشه برای ایران دعا کنند...."

و خیلی حرف های دیگر.

 

کامبیزنجفی, هشتم آذرماه نود و شش

 

 

مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©