مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

بوزقورد و قشقایی ها/ گفت و گوی کامبیز نجفی و بهنام وزیری

مکالمه گری تعداد بازدید :103 مشاهده تعدادنظرات : 0

 

مجله چاغداش, شماره هفتم

مکالمه گری

 

 بوزقورد و قشقایی ها

گفت و گوی کامبیز نجفی و بهنام وزیری در موضوع مقاله "سابقه و نسبت بوزقورد و قشقایی ها"

 

 

بهنام وزیری:

درود کامبیز جان

ýorulmiasiz

متن بلند بالایی بود ولی نکاتی داشت که فکر میکنم باید کمی بیشتر تامل کنیم و بابی باشد برای گفتگوی بیشتر .

یک : من بوزقورد نیستم ، اصلا بوز قورد نمندی ؟

دو : اینکه بوزقورد صرفا بعنوان نمادی از تجزیه طلبی اونهم در حوزه ایران معرفی شود خلاف واقعیت است . این موضوع تاریخ تولدی دارد که شما بهتر از همه میدانید بیشتر مبتنی بر ترک گرایی است که در نفس خودش نمیتواند بد یا خوب باشد. مساله اخلاقی نیست که بتوان قضاوت کرد راجع به آن. بخشی از این فعالیت های ترک گرایی افراطی هست و  میگویند ترک ها باید یک کشور شوند که نه عقلانی هست و نه شدنی .بخصوص ترک ها که سابقه طولانی در برادر کشی و جنگ قدرت درمیان خودشان داشته اند.

سه: بخش ملایم تر آن که خواستار نوعی مراودات و همگرایی فرهنگی_اجتماعی بین ترکهای سراسر جهان هستند بد هم نیست . مثلا ما مگر میتوانیم بگوییم اتحادیه عرب بد هست ؟ یا اتحادیه اروپا بد هست ؟ اگر اعراب و اروپایی ها  بدلایل سیاست های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی،جغرافیای منطقه ای و ... با حفظ استقلال مرزهای جغرافیایی و حفظ حاکمیت ملی توانسته اند اتحادیه ای قدرتمند تشکیل دهند و در برخی امورات مشترک تصمیمات مشترک بگیرند خوب بهمین دلیل هم نمیتوانیم بگوییم اتحادیه ترک بد هست . اگر میترسیم که این موضوع باعث تجزیه شود که راهش این نیست باید مشکل را در سیاست های سرکوب داخلی جستجو کرد .

 چهار :  نکته قابل توجه این هست اینروزها مد شده است که هرکسی راجع به حقوق قومی صحبت میکند با مدد قدرت رسانه ای مجازی _واقعی و البته برخی سیاستهای نیمه رسمی بلافاصله برچسب میخورد که این سیاست و بی تدبیری همانقدر سخیف است که انکار اشتراکات تاریخی و فرهنگی یک دایره جغرافیایی بنام ایران توسط  همان گروه های واگرا.

پنجم : بعقیده من صورت مساله در واژه بوزقورد نیست.

بوزقورد یک نماد هست _چه جایی در تاریخ داشته باشد یا نه_ و الزاما نماد تجزیه طلبی نیست که بتوان با حمله به آن نماد موفق به اتحاد شد . آن چیزی که فعالین قومی و هویت گرای تورکی به آن اصرار میکنند مساله زبان و مسایل منطقه ای و تبعیض های سیستماتیک هست که متاسفانه واقعیت دارد و بهتر است بجای پرداختن به مساله ای نمادین به این فکر کنیم که نارضایتی های اقوام را چگونه مطالبه کنیم و این موضوع مختص به تورک ها نیست . کورد و عرب و بلوچ همین خواسته ها را دارند و اتفاقا در خصوص هریک بنوعی با برچسب زدن سعی میشود از پذیرفتن اصل مطلب طفره رود .

 

ششم . افراط و تفریط دو روی یک سکه اند. هرچقدر در داخل سعی شود حقوق و هویت اقوام انکار شود در آنسوی سکه سعی میشود هر چه بیشتر مساله افتراق و جدایی پررنگ تر شود و این دور باطلی است که نتیجه مثبتی برای هیچکدام از طرفین نخواهد داشت .

هفتم : این روزها مطالب مفیدی منتشر میشود که وطن پرستی با وطن دوستی فرق دارد که انصافا حرف درستی است . هرچیزی که بوی پرستش دهد آخرش کار به جای خوبی ختم نمیشود ازجمله ملی گرایی افراطی !

هشتم : فرمودید قشقایی ها را نمیتوان الزاما یک قوم ترک نامید !! نمیخواهم در این خصوص چیزی بگویم که بحثی دیگر میطلبد ولی این حرف عجیب منو یاد اون موضوع میندازه که چند وقتی است که میگویند آذربایجانی ها ترک نیستند و در اصل فارسهای تورک زبان هستند .چجوریشو منم نفهمیدم ولی اینو فهمیدم که نویسندگان ارمنی ای وجود دارند که عجیب اصرار کرده اند به تورکای آذربایجان هرگز نگویید تورک آذری بلکه فقط بگویید آذری تا همگرایی بین آذربایجان و ترکیه و کشور آذربایجان بوجود نیاید. خوب اینچنین نازی آنچنان نوازشی هم در پی دارد .

نهم : موتیف ها و نشانه های تصویری کهن از عمیق ترین اشتراکات انسانها حکایت میکنند ودر موتیف های گلیم و  گبه ترکی نقشی وجود دارد به اسم "قورد آغزی" که اتفاقا در گبه و گلیم قشقایی هم فراوان هست. و جالبه بدونیم بسیاری از موتیف ها و نقش های که در دستبافته های قشقایی هستند و اسم ترکی دارند مثل داراق و توسباغا و ... دقیقا با همین اسم و همین شکل در دستبافته های دیگر ترکان از جمله ترکیه وجود دارند  اگر مایل بودید تصویر آن را هم میفرستم تا اساتید نظر بدهند .نمیخواهم این را به موضوع بوزقورد وصل کنم اما لازم نیست اگر میخواهیم مساله ای را رد کنیم به زمین و زمان متوسل بشیم .هر چه ساده تر ببینیم بهتر است.

دهم : در واژه ، بوز قورد همان قورد هست. چرا که مثلا قیرمیزی قورد اسم دیگری دارد که همان چاققال هست.

????????

 

کامبیز نجفی:

آقای بهنام وزیری سلام

ممنون که مقاله من با عنوان "سابقه و نسبت بوزقورد با قشقایی ها" را خواندید, و سپاسگزار که برای آن یک یادداشت نوشتید. برای روشن تر شدن موضوع مواردی را خدمتتان عرض می کنم. گفتگو راهی است برای نزدیک شدن به حقیقت.

فرموده اید:

"اینکه بوزقورد صرفا بعنوان نمادی از تجزیه طلبی اونهم در حوزه ایران معرفی شود خلاف واقعیت است . این موضوع تاریخ تولدی دارد که شما بهتر از همه میدانید بیشتر مبتنی بر ترک گرایی است که در نفس خودش نمیتواند بد یا خوب باشد."

آقای وزیری!

بوزقورد یک جریان فکری است که دارای تاریخ و سابقه مشخص است و ما نمی توانیم برای بوزقورد یک هویت جدید و متفاوت تعریف کنیم. در مقاله هم عرض کرده ام که نخستین رویای بوزقوردها تشکیل امپراطوری تورانیان و به قول دیگر احیاء امپراطوری عثمانی است, و این ممکن نخواهد شد مگر با تجزیه سوریه و عراق و ایران و ....

با این اوصاف اگر تجزیه طلب نیستند پس چیستند؟  این نگاه اگر تجزیه طلبانه نیست, پس چیست؟ البته خودتان پاسخ خود را داده اید و نوشته اید: " بخشی از این فعالیت های ترک گرایی افراطی هست و  میگویند ترک ها باید یک کشور شوند که نه عقلانی هست و نه شدنی. بخصوص ترک ها که سابقه طولانی در برادر کشی و جنگ قدرت درمیان خودشان داشته اند."

از سویی معتقدید که بوزقورد نماد تجزیه طلبی نیست, اما از سویی هم می فرمایید افراطی است و می گویند ترک ها باید یک کشور شوند و شدنی نیست. یگانه شدن کشور ترک ها مگر نه این است که از راه تجزیه سوریه و ایران و عراق و ... می گذرد؟

سه: از مراودات فرهنگی بین ترک ها گفته اید.

 این امری بدیهی و البته که نیکوست. برای مراودات فرهنگی آیا الزامن باید بوزقورد و پانترک شد؟ ما این مراودات را داریم و در کار فرهنگ و زبان ترکی هستیم, ولی هیچ لزومی نمی بینیم که یک فاشسیت قومی باشم. بدیهی است که ما با مردمان ترکیه و آذربایجان و ... زاویه ای نداریم, حتا بنا به مشترکات بسیار و منافع منطقه ای دارای پیوندهای مختلف هستیم, اما موضع ما با پانترک هاست. فراموش نکنیم که همه ترک های جهان پانترک نیستند, بلکه اقلیتی افراطی ولی پرهیاهو هستند. 

از اتحادیه عرب و اروپا گفته اید و فرموده اید مگر بد است؟ خیر, چرا بد باشد؟ این اتحادیه ها تا زمانی که با منافع ملی ما معارض نیستند, تعارضی با ما ندارند, اما اگر هویت ملی و تمامیت ارضی ما را نشانه بگیرند ما با آن ها زاویه خواهیم داشت.

بوزقوردها را تجزیه طلب نمی دانید؟

بوزقوردی که شعار می دهد:"تبریز, باکو آنکارا, بیز هارا فارس لار هارا؟"(تبریز,باکو, آنکارا, ما کجا و فارس ها کجا؟) و یا "آذربایجان بیر اولسون, مرکزی تبریز اولسون(آذربایجان یکی شود,مرکزش تبریز باشد) پیامش چیست؟ در چه صورت آذربایجان یکی خواهد شد با مرکزیت تبریز یا باکو؟ پیوند تبریز و باکو و آنکارا با حذف فارس(ایران) چگونه اتفاق خواهد افتاد؟ جز با تجزیه ایران؟ خیر دوست عزیز, بوزقوردها رسمن تجزیه طلب هستند, والا نمی گفتند "آذربایجان بیر اولسون, مرکزی تبریز اولسون."

چهار: "فرموده اید هرکس از حقوق قومی صحبت می کنند به او برچسب می زنند. "

خیر چنین نیست. مگر اینجانب در حوزه اقوام کار نمی کنم, پس چرا کسی به من برچسب پانترک نمی زند؟ مگر گرگین پورها برای موسیقی قوم قشقایی کار نکرده اند؟ مگر بیژن بهادری یک نقاش بومی و قومی نبود؟ مگر بهمن بیگی مجری آموزش اقوام نبود؟ مگر داوود حسن آقایی و منصور شاه محمدی و ... شاعرهای ترکی نویس قشقایی نیستند؟ مگر منصور نصیری و منوچهر کیانی مورخ قشقایی نیستند؟  و مثال های فراوان از این دست. ولی هیچکس به این ها برچسب پانترک و بوزقورد نمی زند. این که "هرکس کار قومی کند, به او اتهام می زنند", یک دروغ است که پانترک ها چو انداخته اند.

اما از این سو سخت معتقدم زدن اتهام تجزیه طلب به هر فعال قومی مدنی, یک بی انصافی و حتا یک توطئه است. اما به یاد داشته باشیم فعالیت قومیِ مدنی, فاصله ها دارد با راسیسم و نژادپرستی و دیگرستیزی و تمامیت خواهی و تجزیه گری.

پنج:  فرموده اید :"بوزقورد یک نماد هست _چه جایی در تاریخ داشته باشد یا نه."

دقیقن متوجه نمی شوم منظورتان چیست که چه جایی در تاریخ داشته باشد یا نه, اما نماد است. وقتی چیزی جایی در تاریخ و فرهنگ و زیست یک قوم ندارد چگونه می تواند نماد یک قوم باشد؟ بنده مستند و مفصل عرض کردم که بوزقورد هیچ نشانه ای در قشقایی ندارد, شما به جای آوردن نقیضه ای بر ادعای من مجددن اصرار می کنید که یک نماد است. لطفن یک جای پا از بوزقورد در قشقایی به من نشان بدهید تا من بپذیرم که سمبل ما قشقایی هاست. همه ی بحث من در این مقال این است که شما فقط یک نشانه از سابقه بوزقورد در قشقایی برای من بیاورید. فقط یک نشانه.

از نارضایتی اقوام گفته اید و عدم مطالبات قومی. بنده نیز منتقد این وضعیت هستم, اما برای پیگیری مطالبات مدنی و قومی خود حجتی نمی یابیم که از چیزی آویزان شویم که اولن نسبتی با هویت قومی ما ندارد, دومن مدعی و معارض هویت ملی و تمامیت ارضی سرزمین ماست.

شش: افراط و تفریط را تقبیح کرده اید. قول ما نیز چنین است, و از قضامعتقدم بوزقوردیسم یک جریان افراطی است, و البته انحرافی و نامستند و بی منطق, و صد البته آفت فعالیت های قومی در قشقایی.

هفت: ملی گرایی افراطی را نفی کرده اید.

من نیز به جد با این نوع ملی گرایی و ناسیونالیسم افسارگسیخته زاویه دارم, چون معتقدم منجر می شود به ناسیونالیسم رضا شاهی, نازیسم هیتلری, فاشیسم موسولینی, بوزقوردیسم پانترکی.

دوست عزیز, اگر تاریخ پانترک ها را از زمان "ترک های جوان" در اواخر عثمانی تا بوزقوردهای امروز را بخوانید درخواهید یافت که پانترکیسم و بوزقوردیسم دقیقن تجلی ملی گرایی افراطی از نوع ترکی است, همانطور که پانفارس و پانعرب و پان ژرمن و ... نمود ملی گرایی افراطی از نوع ایرانی و عربی و ژرمنی و ... است.

هشت: از این که عرض کرده ام قشقایی الزامن یک قوم ترک نژاد نیست, یاد حرف ارمنی ها در باره آذری ها افتاده اید.

علت این تداعی را نمی دانم, ولی این یک واقعیت تاریخی است که قشقایی ها تمام و کمال ترک نژاد نیستند. هرکس آشنایی اندکی با تاریخ و طوایف قشقایی داشته باشد این موضوع را می داند, منتها باعث آزار نژادگرایان است. برای نمونه چند تیره ی غیر قشقایی را خدمتتان عرض می کنم.

طایفه دره شوری: کلانتران دره شوری, وندا, طیّبلو,کُر بکش, لک, زنگنه,سادات,زرگر, میش بسیار,قانبالو, عبدسلیمانلو و ...

طایفه کشکولی کوچک و بزرگ: کلانتران کشکولی, غوری,لک,فیوج,وندا,حسن آقایی,مال احمدی,صالحونی,غوری,محمدصالح, کرونی, زنگنه,گشتاسب خانی, وندا, فیلوند, لک, عالیوند, ...

طایفه عمله: امیرسالار, مال احمدی,شبانکاره, طیبی, لر جاویدی,کوروش, جامه بزرگی,چگینی, زرگر, وندا, بوگر, مهترخانا,کلاه سیاه, بهلولی, موصلو, شولی, راشکی, میرآخور, مهرکی,گیلکی, فیلی, مال احمدی و ...

طایفه فارسیمدان: جامه بزرگی,زرگر,لک, شبانکاره,عرب, لر, اولاد, و ...

با این آمار آیا هنوز هم معتقدید که قشقایی ها الزامن و تمام و کمال ترک هستند؟ این تیره های متعدد که خاستگاه غیر قشقایی دارند, به علاوه تیره ای دیگر, ایل قشقایی را تشکیل می دهند که امروز قشقایی محسوب می شوند و در قشقایی بودن آن ها تردیدی نیست. فراموش نکنیم که قشقایی یک کنفدراسیون ایلی است از تیره ها و طوایف با خاستگاه نژادی مختلف, البته با محوریت ترک ها. یک قوم متکثر نژادی, اما امروز با یک هویت مستقل و با زبان مشترک که به آن قشقایی می گوییم. این که درصد ترک بودن آذری ها چقدر است, بحثی است جدا, اما این که قشقایی ها کامل و شامل و جامع ترک تبار نیستند امری بدیهی است.

 

نهم: فرموده اید که نقش نگاره های مشترک بین قشقایی و دیگر ترکان جهان وجود دارد.

 بلی این را من نیز می دانم, ولی این که بین فرش قشقایی و ترکیه نقش مشترک وجود دارد چه ارتباطی به حضور تاریخی بوزقورد در قشقایی دارد؟ نقش "قورد آغزی" را مثال زده اید. بنده خودم چند مثال با موضوع "قورد" نمونه آوردم و عرض کردم که به هیچ شکلی نسبت و پیوندی با بوزقورد ندارند. و عرض کردم اگر قورد و بوزقورد اسطوره قشقایی ها بود این همه ضرب المثل در مذمت و نکوهش قورد نداشتند.

فرموده اید: "لازم نیست اگر می خواهیم مساله ای را رد کنیم به زمین و زمان متوسل بشیم .هر چه ساده تر ببینیم بهتر است"

بنده به زمین و زمان متوسل نشده ام. کار علمی و مستند باید چنین باشد. ده ها فاکت را در قشقایی بررسی کرده ام, بدون این که حتا یک بار به عنوان و یا افسانه بوزقورد بر بخورم. شاید هم منظورتان از توسل به زمین و زمان کسانی است که خودشان را به آب و آتش می زنند تا بلکه یک پیوند بین قشقایی و بوزقورد خلق کنند.

این جانب همه ی مدعیان را فرامی خوانم که با تحقیق در تجلیات متعدد فرهنگی, هنری, ادبی, تاریخی, روایت ها, سنت ها, اسناد, صنایع دستی, فرهنگ نام ها, و ... یک بار, فقط یک بار به نام "بوزقورد" یا "آسنا" ارجاع بدهند, تا من همه ی سخنانم را پس بگیرم.

ده: فرموده اید: "در واژه بوزقورد همان قورد هست, چرا که مثلا قیرمیزی قورد اسم دیگری دارد که همان چاققال هست ."

به این که قورد با بوزقورد صد گز توفیر دارد در همان مقال مفصل پرداخته ام.  ما از گونه های جانوری قورد و قیزیل قورد و آلاقورد و ...حرف نمی زنیم, از یک اسطوره با تعریف مشخص سخن می گوییم.

مطالعات قومی شایسته است که فارغ از تعلقات نژادی, با پرهیز از هیاهو, و با ارجاع به مستندات عینی راه خود را بازگشاید. کنش های قومی نیز بایسته است که مبتنی بر هوشیاری و عقلانیت و درک عینی از محیط و شناخت منافع مدنی و عقلانی باشد. درافتادن در ورطه ی راسیسم به بهانه ی مطالبات قومی, یک خطای آشکار است.

عزتتان زیاد و ممنون بابت گفت و گو.

کامبیز نجفی۹۷/۷/۲۴

 

مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©