مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

فرهاد, در باره ی فرود/ گفتگوی کامبیز نجفی با دکتر فرهاد گرگین پور

پرونده ویژه چاغداش تعداد بازدید :103 مشاهده تعدادنظرات : 0

 

مجله چاغداش, شماره هفتم

پرونده ویژه چاغداش: فرود, فرهاد

 


فرهاد,  در باره ی فرود

گفتگوی کامبیز نجفی با دکتر فرهاد گرگین پور

 

 

 

 

کامبیز نجفی:استاد یک کم برایمان درباره فرود حرف بزنید.

فرهاد گرگین پور: درباره فرود یک مقداری زندگی مشترک داشتیم که در گفتگوی قبلی از آن حرف زدم و گفتم  که از سال ۳۵ شروع کردیم, فرود چه کرد یک و چگونه. دو سه سال در شیراز در خانه پسرعمویم بودیم سال تحصیلی ۴۰-۴۱ که من به زنجیران برگشتم, فرود در شیراز ماند. ویولون می زد, پیش آقای نعمان ویولون یاد می گرفت. نعمان یک نوازنده ی خیلی بزرگ و استاد نبود, ولی خوب بود. آهنگ های زیادی به فرود یاد داد. در سال ۳۹ که خودش شروع کرده بود, ۴۰-۴۱ پیش نعمان رفته بود. فرود استعداد زیادی برای موسیقی داشت, یک نوع نبوغ داشت. در سال ۴۱ که من به زنجیرن رفتم, او در یک تئاتر و در یک ارکستر که آقای ذکری کار می کردند و یک خواننده داشتند به نام آقای جعفری, در این کنسرت و تئاتر ساز میزد. با آکروبات بازها که برای مردم بازی می کردند و نمایش می دادند هم آکاردئون می زد. فرود اولین قشقایی است که از موسیقی ایرانی الهام گرفته و یک آهنگ در ماهور ساخته بود که شعر آن را سیروس ابیوردی پسر عمه ام گفته بود, یک شعر عاشقانه بود. همان جا فرود رفت و  خط بریل را یاد گرفت, ولی من چون کمی می دیدم, علاقه ای به خط بریل نشان ندادم. خط بریل را پیش یک ارمنی که در بیمارستان مرسلین کار می کرد یاد گرفت.

کامبیز نجفی: این سال ها فرود چند ساله بود؟

فرهاد گرگین پور: سیزده چهارده ساله. علت این که من بریل یاد نگرفتم, عینک را که زدم کمی می دیدم, پیش از این هم از خط بریل خوشم نمی آمد. شاید فکر اشتباهی بوده است. در مورد مهاجرت به تهران هم که گفتم فرود ششم ابتدایی را در تهران گرفت.

کامبیز نجفی: ببخشید می خواهم روایت دقیق باشد, چه سالی رفتید تهران؟

فرهاد گرگین پور: خرداد چهل و دو. من امتحان ششم ابتدایی را دادم. از زنجیران ما را بردند جوکان و امتحان گرفتند. امتحان که تمام شد و مدرکم را گرفتم به اتفاق حبیب خان رفتیم. تابستان در یک آپارتمان ساکن شدیم. پاییز همان سال مادرم و بچه ها از زنجیران به تهران آمدند. مهاجرت ما شاید مسائل اقتصادی بود. وضع اقتصادی حبیب خان این ها خراب بود. رسول پرویزی آن جا بود کمک کرد و کاری به او داد. در اهواز برایش کار پیدا کردند. رسول پرویزی روی ما خیلی تاثیر گذاشت. آن زمان که تازه به تهران رفته بودیم خیلی ما را تشویق می کرد. ما را زیاد دوست می داشت. یادم میآید که لینگافن, مجموعه آموزش زبان تازه در آمده بود, که خریده و برایمان آورده بود. استاد نورعلی خان برومند را اومعرفی کرد. زیاد با ما شوخی میکرد. به هر حال هرچه از دستش می آمد کوتاهی نمی کرد. فرود را خیلی تشویق میکرد. گفتم که فرود در تهران با دودانگه و بدیعی شروع کرد. در هردوشان خیلی جلو رفت و پیشرفت کرد. دودانگه موسیقی کلاسیک هم به فرود یاد میداد. فرود نت نابینایان را پیش او یاد گرفت. ردیف موسیقی را پیش بدیعی تمام کرد.

حدودن سال چهل و چهار فرود در موسیقی قشقایی دیگر استاد شده بود. سال چهل و پنج و چهل وشش ردیف صبا را عالی می نواخت. ناگفته نماند ضمن اینکه بدیعی کمک میکرد,دودانگه هم واقعن کمک میکرد. حوالی سال چهل و پنج-شش بود که ترانه ی سکوت ها را ساخت. مرتضی حنانه سرپرست گروه بود و مرضیه خواند و خیلی معروف شد. رادیو برای او یک تشویق نامه و مبلغی پول هم فرستاده بود, که متاسفانه آن تشویق نامه طبق معمول خانواده ی ما بر باد رفت و معلوم نشد چه بر سر آن آمد و کجا افتاد و کجا سوخت و چی شد. برای پوران و ناهید اصفهانی هم ترانه ساخت. در مورد عاشق ها هم که قبلا برایت گفتم.

کامبیز نجفی: هرچه لازم میدانید بفرمایید.

فرهاد گرگین پور: فرود ارتباط زیادی با چنگی ها, ماه پرویز و وستاها, با این, با آن داشت. گوش می داد و یاد میگرفت و تکرار می کرد. و یا با خوانندگان معروف مثل منصورخان بهمنی, محمد قلی خورشیدی, محمد حسین کیانی, طهمورث خان کشکولی, با این ها ارتباط داشت و ساز می زد. خوب ارتباط ما هم همین طور, همیشه با هم بودیم. زحمت همه این کارها را خودش می کشید, ولی خوب, هزینه با پدر و مادرم این ها بود. برومند می آمد آلمانی درس میداد. هر از گاهی یک آهنگ یاد می داد.

کامبیز نجفی: پیش برومند موسیقی هم کار می کرد؟

فرهاد گرگین پور: فرود از برومند خواست که موسیقی هم درس بدهد. برومند گفت من زمانی به تو موسیقی درس میدهم که پدرت همین قدر که برای آلمانی خرج می کند برای موسیقی هم به من بدهد. حبیب خان نداشت و او هم آن زمان موسیقی درس نداد.

کامبیز نجفی: پس ماجرای شاگردی پیش نورعلی خان چیست؟

فرهاد گرگین پور: آن را می گویم, مربوط به بعد است. نور علی خان برایمان تار می زد, ولی حالت آموزش نداشت که معلم باشد. بیشتر معلم زبان آلمانی بود. او را دعوت کردیم به ییلاق آمد, به زنجیران(روستای گرگین پورها) هم آمد. به ما خیلی لطف و علاقه داشت. البته در آن سفر من نبودم, من و مادرم در تهران ماندیم و بچه ها رفتند.

کامبیز نجفی: یادتان هست نورعلی خان چه سالی به منطقه آمد؟

فرهاد گرگینپور: بهار ۴۳چهل و سه. تابستان هم به سرحد آمد, همان سالی که مختارخان فوت کرد. ولی در تهران همیشه به خانه مان میآمد. حبیب خان زیاد اهل مهمانی دادن بود و او را زیاد دعوت میکرد. در میهمانی برای ما ساز می زد. تشویق می کرد. میانه اش با ما خیلی خوب بود. یک علاقه خاصی داشت. بعد فرود مدرسه ملی موسیقی را تمام کرد. یک مدرسه رسمی دولتی نبود, ولی مدرسه ای بود در خیابان کاخ که شب ها درس میدادند. فرود آن جا پیش بدیعی ردیف را تمام کرد. پیش دودانگه هم که کار کرده بود. مدتی هم پیش مصداقی پیانو کارکرد. اسم کوچکش را فراموش کرده ام. کمی تئوری پیش او یاد گرفت. آها, یک چیز را فراموش کردم بگویم. اولین کسی که فرود را به رادیو برد انوشیروان روحانی بود. آن جا در برنامه ی جوانان مصاحبه کرد. همان سال ها فرود در ویولون نوازی اول شد. یک بار دیگر هم همین مقام را به دست آورد. تا این که آمدیم شیراز و در شیراز شروع کردیم به ادبیات خواندن در دانشگاه. تا این که اواخر سال پنجاه و دو برگشتیم تهران. آن جا من رفتم فوق لیسانس خواندم. فرود می خواست یا فوق لیسانس ادبیات بخواند یا سینما, از من پرسید, من گفتم تو باید هنرهای زیبا بخوانی, چون خودت را می کشی برای پیانو و ساز. اگر نروی بعد باید بیاید بگویی پیانو ندارم و ساز ندارم و این حرفها. آن جا دوباره برخورد کرده بود به نورعلی خان برومند که ردیف میرزا عبدالله را پیش او یاد گرفته بود. چندی هم پیش علی اکبر شکارچی سازد زد. با حسین علیزاده هم همین طور. با همه شان دوست شده بود. آن ها را سال پنجاه و هشت  دعوت کرد و به قلعه مختارخان در سرحد آورد. پدرم و مادرم خیلی با آن ها مهربانی کردند و خیلی از شان خوش گذشته بود. به ماهم خیلی خوش می گذشت.

آن ها همه جا مثلن در دانشگاه یا جاهای دیگر که برنامه داشتیم فرود همیشه حضور داشت. تعداد زیادی آهنگ ساخته است که هنوز منتشر نشده است. برای پخش نیاز به شعر جدید و یا تنظیم دارد. فرود خیلی هم کنسرت داده است, در مجتمع های فرهنگی و یا فرهنگسراها مثل ارسباران, تالار وحدت و جاهای دیگر. همان ایام در کمانچهنوازی هم مقام اول را به دست آورد.

کامبیز نجفی:  چه زمانی؟

فرهاد گرگین پور:همان اوایل بعد از انقلاب.

کامبیز نجفی: فرهادخان, قبلن گفتید که در زمان نوجوانی موسیقی کودک کار می کردید و در رادیو می نواختید. حدودن چند ساله بودید؟

فرهاد گرگین پور: من حدودن نه ساله و فرود دوازده ساله بود که شروع کردیم به آکاردئون زدن. سال هزار و سیصد و سی وپنج یازده ساله بود. بعد از سال چهل و دو که به تهران رفتیم, دودانگه یک برنامه داشت در تلویزیون, سرپرست ارکستر بود. برنامه ای داشت نمی دانم به نام عصای سفید یا رودکی, فکر کنم رودکی بود. من و فرود هم به همراه ارکستر ساز می زدیم, هم خودمان دونوازی میکردیم. خواننده ی ما هم گلچین بود.

کامبیز نجفی: نادر گلچین؟

فرهاد گرگین پور:بله, خیلی قشنگ میخواند.

کامبیز نجفی: برنامهها ضبط میشد؟

فرهاد گرگین پور: نمیدانم. شاید در آرشیو  تلویزیون باشد. متاسفانه ما آن زمان اصلن این چیزها را نمی دانستیم. به دو دلیل, یکی  این که اهمیت کار را نمیدانستیم. یکی هم این که خودمان را هیچ وقت استاد نمی دانستیم که بگوییم ما یاد گرفته ایم و فلان و چنان. درصورتی که اگر می دانستیم میتوانستیم صفحه داشته باشیم.

کامبیز نجفی: برنامه ی نادر گلچین مربوط به چه سالی است؟

فرهاد گرگین پور: چهل و چهار-پنج. همان ایام که به تهران رفته بودیم. ما اصلن نمی دانستیم که نادر گلچین یک خواننده ی خوب و بزرگ است. دیدمان هنوز آن قدر گسترده نشده بود و باز نبود. بعدن بود که فهمیدیم او یک خواننده ی خوبی است. کار جالبی هم می کرده که می آمده و در برنامه ی رودکی آواز می خوانده است.

فرود پیانو را که در هنرهای زیبا یاد گرفته بود و می زد. ویولن و آکاردئون هم همین طور. کمانچه هم می زد. در کتاب مردان موسیقی ایران به اسم او اشاره شده است.

کامبیز نجفی: فرمودید وقتی که آکاردئون میزدید فرود خودش یک ویولن تهیه کرد و پیش خودش شروع به نواختن کرد.

فرهاد گرگین پور: بله, سال سی و نه. میگفت من بعضی از آهن گها را با آکاردئون نمیتوانم بزنم. راست هم می گفت. چون پرده ندارد. به برنامه ی یاحقی در رادیو گوش می کرد. به یاحقی خیلی علاقه داشت. جمعه ها ساعت یک ربع کم پخش میشد. گفتم که سال چهل که من به زنجیرن رفتم او در شیراز ماند و رفت پیش یک نوازنده که کلیمی بود. حسابی هم یاد گرفته بود. البته نه خیلی زیاد , ولی چیزهایی آموخته بود, تا اینکه در تهران کامل کرد. یک چییز دیگر بگویم, اولین کسی که به فرود پیشنهاد داد که حتمن باید آهنگ بسازیی و از رادیو پخش کنیم باز هم انوشیروان روحانی بود. متاسفانه چون فرود الان بیمار است و نمیتواند بگوید, خودش باید می گفت, ولی حالا من میگویم. تورج نگهبان را به خانه ما فرستاده بود. شعر سکوت ها را تورج نگهبان گفته بود. دو آهنگ دیگر "دریچه ی  نور" و "هرچه میخواهی بگو" شعرهایش را سیمین بهبهانی گفته بود. دریچه ی نور را پوران و هرچه می خواهی بگو را ناهید اصفهانی خواندند. ولی متاسفانه چون من و فرود وارد نبودیم این آهنگ ها را صفحه نکردیم.

کامبیز نجفی: ولی سکوت ها ضبط شد.

فرهاد گرگین پور: سکوت ها صفحه شد, ولی آن دو آهنگ خیر. البته بچه های خودمان حفظ هستند. یک کار دیگر فرود که خیلی مهم است بازنوازی است. بعضی آهنگ های قشقایی را دوباره نواخت و تقویت کرد. نکته ی دیگر بازسازی است. چیزهایی در لابه لای آهنگ ها می گذاشت که آنها را کامل تر میکرد. یکی هم آهنگسازی است. خودش آهنگ جدید می ساخت. مثلن همین آهنگ "قشقایی ائلینه من فدایی ام". حالا هم هر کس روی آن یک شعر گذاشته و هیچ کس هم نمی گوید که این آهنگ مال فرود است. و یا مثلان آهنگ "دوقوز آی حسرتلی شیدا بولبولام". خیلی آهنگ ساخته است که باید بشماریم.

کامبیز نجفی: اگر به خاطرتان میآید بفرمایید.

فرهاد گرگین پور: لازم است در یک فرصت مناسب این ها جمع آوری و نوشته شود. مثلن اشاره کنم "دوقوز آی حسرتلی شیدا بولبولام" در یک عزاداری صغرا گلین زن عمویم یک آواز می خواند, که از او الهام گرفته بود. البته فقط الهام نه این که عین آن را بازنوازی کرده باشد. و  یا همان آهنگ دو چهارم را. علاوه بر این ها در لابهلای آهنگ ها قطعات خیلی کوتاهی ساخته و به آنها اضافه کرده است. آهنگ های عاشق ها و همچنین مقام های قشقایی را هم که جمع آوری کرد. البته هنوز خیلی آهنگ در قشقایی هست. این هایی که تازه شروع کرده اند فکر میکنند موسیقی قشقایی همینها است. و یک چیز دیگر که نمی دانند این که فکر می کنند این آهنگ ها یکی دو روزه جمعآوری شده است. نمیدانند که بیست, بیست و پنج سال طول کشید تا ما این آهنگ ها را جمع کردیم. ولی خوشبختانه نوارهای آنها موجود است. برخی از آن ها را مردم نگه داشته اند. مثلن میرویم میبینیم در خانه ی فلان کس فلان نوار موجود است. تعدادی از آنها را هم خود من تنظیم کرده بودم, مثل غریب و صنم, کورواغلو و غیره, که بتهوون در شش نوار منتشر کرد که آن جا آکاردئون زده ام. شنیدهام تعدادی از کارها هم در آرشیو تالار وحدت وجود دارد که هنوز منتشر نشده است. نکته ی دیگر این که اولین کسی که برای قشقایی نت نوشت فرود بود, که متاسفانه یک دوست نابینا داشتیم که آنها را با تعدادی نوار برد و دیگر پس نداد. تعدادی هم پیش ذوالفنون ماند. یک بار دیگر هم با یک پسر دیگر نت ها را نوشتند که آن پسر هم اوایل انقلاب نمی دانم چه شد که فراری شد و کجا رفت. وبه هر حال فرود سه بار موسیقی قشقایی را با نت نوشت, اما همیشه از دست رفتند. تا این که ما مجبور شدیم خودمان دست به کار شویم و نت ها را نوشتیم. منظورم این است که در نت نویسی هم در قشقایی پیشگام بود.

کامبیز نجفی: بیماری او از کی آغاز شد؟

فرهاد گرگین پور: بیماری در حدی که او را اذیت کند فکر کنم از سال هفتاد و پنج و این حدود. اوایل که بیماری او شروع شده بود, من فکر می کردم شوخی می کند و نمیدانستم که جدی می گوید.

کامبیز نجفی: مگر چه می کرد و یا چه می گفت که شما فکر میکردید دارد شوخی می کند؟

فرهاد گرگین پور: مثلن میگفت من رودکی ام. یا میگفت من صولتالدوله هستم. من فکر می کردم شوخی می کند و ما را مشغول می کند. ولی کمکم دیدیم که جدی می شود و شدید شد.

کامبیز نجفی: من دیدم فرود به دو نفر خیلی علاقه داشت, خارج از حوزه خانواده و قشقایی. یکی سعید سلطان پور را خیلی دوست داشت, یکی هم غلامحسین ساعدی را.

فرهاد گرگین پور: بله, برای این که این ها خیلی مهربان بودند و خیلی هم هنرمند بودند. به خاطر هنر و انسانیت آن ها بود.

کامبیز نجفی: یک آهنگ بود گاهی می زد و می خواند روی تصنیف خونکار کوراوغلو. در ترجیع ها می خواند "قولو گل, قولو گل". فکر کنم یک بار به من گفت منظورم از قولو, غلامحسین ساعدی است.

فرهاد گرگین پور: درست است. زمانی که غلامحسین را دستگیر کرده بودند این آهنگ را زیاد می زد و می خواند.

مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©