مجله اینترنتی چاغداش قشقایی

سلطان, غایب بزرگ موسیقی قشقایی/ کامبیز نجفی

خنیاگری تعداد بازدید :210 مشاهده تعدادنظرات : 2

مجله چاغداش, شماره هفتم

خنیاگری

 

 

 


سلطان, غایب بزرگ موسیقی قشقایی

(یادداشتی کوتاه بر آواز بلند استاد سلطانحسین کرمی در موسیقی قشقایی)

کامبیز نجفی

 

 

وی را کم می شناسند و اخیرن در دنیای مجازی قطعاتی از آثار او منتشر می شود, که او را سراغ می گیرند و می خواهند بدانند کیست.

سلطان حسین کرمی است. از طایفه ی شبانکاره ی عمله. در حوالی نود سالگی در شیراز می زید.

از او به جز چند اثر کوتاه چیزی به ما نرسیده است. چند صفحه با صدای ایشان در دهه ی چهل منتشر شده است. در این آثار, استاد هادی نکیسا سه تار و ویلون, و استاد دارغا شاهمیرزا نی زده است. قاری قرآن نیز هست و  بعد از انقلاب در رادیو شیراز و به ویژه در برنامه "عشایر" آواز و قرآن هم خوانده است.

سلطان آواز قشقایی، قبل از هر چیز یک موهبت و حنجره ی حیرت انگیز را میراث برده است که متمایز می کند او را از همه ی همتایان و همسالان و حتا نسل های بعدی. یک صدای متفاوت, با پژواکی از حزن. به خیال من صدای او شبیه کوهستان است. تصور و خیال من این است که اگر کوه های قشقایی می توانستند آواز بخوانند, صدای او را خواهند خواند.

هنر و امتیاز دوم که کار را برای او تمام می کند, تسلط چشمگیر  بر این حنجره ی خاص است. اشراف بر حنجره و تکنیک های اجرایی, از او آوازخوانی پدید آورده است کم همتا و بی بدیل.  

صدا و اجرای او چنان است که تقلید از او را غیرممکن, و یا مشکل می نماید. شنیده ام کسانی که کارهای او را می خواهند اجرا کنند, اما ندیدم کسی که بتواند چون او بخواند.

از خصلت های آوازی او یکی این که اغلب مقام های آوازی را نه تغییر؛ که با چرخش ها، تحریرها و درنگ هایی که در اجرا دارد، انگار که با فرم و استیل دیگری اجرا می کند و همین است که آواز او را متفاوت و نمکین  می کند. در این باب گوش کنید به آواز باش گرایلی او  با همنوازی سه تار نکیسا، با شعر "ظالیم دوشمه کج خیالا". و یا مقام "  " با سه تار استاد نکیسا و شعر "آچدیم درینینگ آغزینی"

از هنرهای دلکش او بداهه خوانی است. سال های جوانی که دست کوتاهی به ساز داشتم روزی فرصت دیدارش اتفاق افتاد و من که تارم را برای تعمیر به شیراز برده بودم با همان ساز خراب چیزهایی زدم و سلطان خواند که باز هممن را گرفت, اما آن چه من را متحیر کرد بداهه خوانی های او بود. من هر مقامی می زدم او آن مقام را به عنوان پایه ی آواز خود می گرفت, اما با یک ذوق بی نظیر چیز دیگری می خواند که برای خود می توانست آوازی دیگر و مقام  تازه ای باشد. به گمانم او در هر اجرا می توانست مقامی تازه خلق کند, و یا حداقل یک مقام را با روایتی متفاوت اجرا کند. حالا که فکر می کنم می بینم او با خلاقیت شگرفی که داشته است می توانست چه قدر بر حجم موسیقی قشقایی بیافزاید, اما دریغا که هم خودش کوتاهی کرد و هم ما ندانستیم.

و باید علاوه کرد بر این ها، شناخت او از شعر قشقایی و ادبیات فارسی(چنان چه سال ها معلم چادرهای سفید و قلندری ایل بوده است). او را واداشته است تا با شناخت و وسواس بیشتری به سراغ شعر رفته است که در این وجیزه نیز آوازخوانان ما به جز معدود و محدود، اغلبشان چندان توجهی به این مهم ندارند. به هر حال از ارتباط او با کلام می گفتم و باید بگویم که او در گزینش کلام، علاوه بر این که از اهمیت تلفیق و ترکیب شعر و موسیقیغافل نمی ماند و ابیاتی را انتخاب می کند که با گام و ریتم درگیری و تنش ندارند. و اهمیت این مسئله زمانی چشمگیرتر می شود که ما به این نکته توجه کنیم که شعر سنتی قشقایی شعری است هجایی و نه شعر عروضی ،و همین تفاوت،که اغلب به آن توجه نمی شود کار را برای  اجرا سخت تر می کند. و همچنین

و در این باب به یاد بیاوریم مقام " " را با شعر ..... مگر من چرخینی کج ایلامیشام.

به جز یک آسانک, هیچ وقت تصنیف و ترانه نخوانده است. تمایلی به کارهای ضربی ندارد و فقط مقام های آوازی را کار کرده است. به جز سلیقه و علاقه شخصی, ممکن است مرگ همسر اول او در جوانی هم در این جهت گیری موثر بوده باشد.

در دهه ی شصت در سوگ شهید حسین کرمی, قطعاتی خوانده است حیرت انگیز, صدایی اندوهبار, با بداهه خوانی های هنرورانه, که به گمان من یک شاهکار است در ژانر مرثیه خوانی.

با همه ی این حسن و دلبری که خدایگان هنر سخاوتمندانه و به او بخشیده اند، یک خطای نابخشودنی هم همیشه در کارنامه ی هنری خود دارد؛ و آن این که مالیات و زکات این صدای شگفت انگیز را چنان که بایسته بود به مردم ایل و دوستدارانش نداده است.

قبل از انقلاب به جز چند کار که با هادی نکیسا و دارغا شاهمیرزا دارد که همه ی آن ها به یکی دو آلبوم یکی دو ساعته هم نمی رسد و معدودی کارهای پراکنده بعد حوالی سال های بعد از انقلاب و ایام جنگ. از اجراهای او بیش از نیم قرن گذشته و آن قدر دیر شده است که صدای او برای ما یک نوستالژی است. این غیبت طولانی بی موجه و بی بهانه، جفایی است که او بر موسیقی قشقایی کرده است. اما برای دلجویی از جنابشان باید بلافاصله بیفزایم که در این باب، و در این قصور و کوتاهی، اهالی موسیقی قشقایی هم کم گذاشته اند و مرتبه اش را نشناخته و سراغش را نگرفته ایم. برایم سوال است که از خیل این اهالی موسیقی تا کنون کسی کنجکاو و مشتاق نشده است که پی او برود و با او کاری ضبط کند.

 

معرفی برخی از آثار:

یک_ توهمار:

نی: دارغا شاهمیرزا

شعر: ماذون؛یالینگیز گئجه لر یاتان مست آهو

دو_ باش گرایل

سه تار: هادی نکیسا

شعر: آدام, اوغان شیکارانگ سن؛ماذون

 

سه_ ترانه(آسانک)

سه تار: هادی نکیسا

شعر: اوتای دا یار اوباسی؛ فولکلور قشقایی

چهار_

نی:دارغا شاهمیرزا

شعر: ییغیلینگ یولداش لار احوال آلاییم؛ محمد ابراهیم

 

پنج_

سه تار: هادی نکیسا

شعر: آچدیم درینینگ آغزینی

 

شش_

سه تار: هادی نکیسا

شعر: گل ای جیگر گوشام باغیم ثمری؛ ماذون

 

هفت_ توهمار

ویلون: هادی نکیسا

شعر: حق یکتا عجب یاخشی قاییریب

 

يک هفته پيش
امین صفی خانی

امین صفی خانی

تحلیل شما راجع به موسیقی و فرهنگ قشقایی بسیار عالی وقابل ستایش است . امیدوارم ایل قشقایی با داشتن فرزندان با دانشی مثل شما بتواند جایگاه واقعی خود را پیدا کند . خوشبختانه قدم در مسیری گذاشتید که هر چه پیش میروید مصمم تر میشوید ، چون تاریخ ایل شکوهمند قشقایی پر از خوبیها و مردانگی و عشق به وطن و… است . برای شما آرزوی موفقیت میکنم .

3 ماه پيش
فرحناز نوروزی

فرحناز نوروزی

سلام شما هم قلم رسایی دارید احسن آقا کامبیز

مارا در فضای مجازی دنبال کنید
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به مجله الکترونیکی چاغداش قشقایی می باشد.
Copyright - Developed By Alpar©